به وبسایت پرتال جامع افق خوش آمدید

تبلیغات

مطالب این تارنما با استفاده از اسکریپت هوشمند خبرخوان افق گردآوری شده است . درصورت مشاهده محتوای نامربوط لینک مطلب را گزارش دهید .

تبلیغات






داستان های قرآنی

روی بسته ای بسم الله الرحمن الرحیم نوشته شده بود.

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ

 

رئیس گروهی از دزدان، قافله ای را غارت نمود، در میان آنها شخصی بسته ای پارچه داشت که جمله بسم الله الرحمن الرحیم نوشته و روی آن گذاشته بود در بین تجار سابق برای محفوظ ماندن اموالشان از دست راهزنان این عمل مرسوم بود فورا به افرادش دستور داد که این اموال را به صاحبانش برگردانید، چونکه ما دزد اموال مردم هستیم نه دزد عقیده آنها، زیرا اگر به آن نوشته ترتیب اثر ندهیم آنها بی اعتقاد خواهند شد.
لازم به تذکر است که یکی از اساتید می گفت: سر کرده دزدان فوق الذکر فضیل عیاض بوده است. شاید به خاطر همین عمل بود که خداوند او را هدایت نمود و او توبه کرد و از عارفان گردید.(1)

1-  لطیفه ها و داستانها: ص 42

داستانهایی از بسم الله الرحمن الرحیم (جلد دوم) نویسنده : قاسم میرخلف زاده

 

 

پيامبر صلی الله علیه و آله  :

 

 

قالَ اللّه‏ُ عَزَّ و َجَلَّ... اِذا قالَ العَبدُ: «بِسمِ اللّه‏ِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ» قالَ اللّه‏ُ ـ جَلَّ جَلالُهُ ـ : بَدَاَ عَبدى بِاسمى، وَ حَقٌّ عَلَىَّ اَن اُتـَمِّمَ لَهُ اُمورَهُ و اُبارِكَ لَهُ فى اَحوالِهِ؛
                     

 

خداوند می فرماید: «... هرگاه بنده بگويد: بسم اللّه‏ الرحمن الرحيم، خداى متعال مى‏گويد: بنده من با نام من آغاز كرد. بر من است كه كارهايش را به انجام رسانم و او را در همه حال، بركت دهم».

 

امالی(صدوق) ص 1774 - عيون اخبار الرضا ج 1 ، ص  300 ، ح

قرآن



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

داستان های قرآنی

بهترین و بدترین

 

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ

 

لقمان حکیم که از بیهوده گویی خواجه سخت ناراحت بود، به دنبال فرصت بود که او را بیدار کند.
روزی مهمانی گرامی بر خواجه وارد شد. به لقمان گفت: که گوسفندی ذبح کند و از بهترین اعضای آن غذایی مطبوع درست کند.
لقمان از زبان و دل گوسفند غذایی درست کرد و بر سفره گذاشت.
روز دیگر خواجه گفت: گوسفندی را ذبح کن و از بدترین اعضای آن غذایی درست کند. این بار نیز غذایی از دل و زبان گوسفند آماده کرد.
خواجه از کار او متحیر شد، پرسید: چگونه است که این دو عضو، هم بهترین و هم بدترین اعضا هستند؟
لقمان گفت: ای خواجه! دل و زبان، مؤثرترین اعضا در سعادت و شقاوت هستند؛ چنان چه دل را منبع فیض نور گردانی و زبان را در راه نشر معرفت و اصلاح بین مردم در آوری، بهترین اعضا و هرگاه دل به ظلمت فرو رود و کانون کینه و عناد گردد و زبان به غیبت و فتنه انگیزی آلوده شود از بدترین اعضا خواهند بود.
خواجه از این سخن پند گرفت و از آن پس به اصلاح خویش بر آمد.

حکایت های امر به معروف و نهی از منکر، ص 149.

تا مرد سخن نگفته باشد - عیب و هنرش نهفته باشد



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

داستان های قرآنی

حفظ سی هزار حدیث به جای حفظ یک آیه..فضیلت فاطمه سلام الله علیها بر عایشه

بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم

 

آورده اند که:

بین شخصی از اهل تشیع و مردی از اهل سنت مباحثه ای روی داد. مرد سنی گفت: طایفه عجم چه قدر بی عقل هستند که فاطمه علیهاالسلام را فضیلت می دهند بر عایشه و حال آن که عایشه سی هزار حدیث از پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم نقل نموده و در حفظ داشت و فاطمه علیهاالسلام صد حدیث از حفظ نداشت.
مرد شیعه گفت: ای کاش عایشه عوض آن سی هزار حدیث که در حفظ داشت یک آیه از آیات قرآن را حفظ می کرد و به موجب آن عمل می نمود! 
سنی گفت: آن آیه کدام است؟ 
شیعه گفت: آیه شریفه: وَ قَرنَ فی بُیُوتِکُنَّ و لا تَبَرَّجنَ تبرُّجَ الجاهِالیَّةِ الُاولی.** احزاب/ 33. گویند: عایشه بعدها بارها و بارها از اقدام خود و شرکت در جنگ جمل پشیمان شده و اظهار ندامت می کرد و وقتی که آیه شریفه: وَ قَرنَ فی بُیُوتِکُنَّ... را می خواند. آن قدر گریه می کرد که خِمارش ( مقنعه، روسری) خیس می شد.


ر. ک: تاریخ سیاسی اسلامی 2 / 271، به نقل از: انساب الاشراف 2 / 265.***


یعنی: ای همسران پیامبر) و در خانه های خود بمانید و همچون دوران جاهلیت نخستین (در میان مردم) ظاهر نشوید)).** ر. ک: گنج جواهر دانش یا جواهر العددیه 1 / 361. نکته: مرد شیعه با قرائت آیه مذکور، کنایه وار به حادثه جمل و حوادثی از این قبیل اشاره نموده است.***
تَجَمَّلتِ تَبَغَّلتِ وَ اءِنْ عِشتِ تَفَیَّلتِ لَکَ التُّسعُ من الثُّمنِ و للکلِّ تصرَّفتِ



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

داستان های قرآنی

: امام سجاد (ع): ماجرای امام و راهزن

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ


 

مرحوم علاّ مه مجلسى به نقل از شيخ الطايفه مرحوم طوسى حكايت كند:
روزى حضرت سجّاد، امام زين العابدين عليه السّلام به عنوان انجام مراسم حجّ خانه خدا، عازم مكّه مكرّمه گرديد.
در مسير راه از شهر مدينه به مكّه ، به بيابانى رسيد كه دزدهاى بسيارى جهت غارت و چپاول اموال حاجيان و اذيّت و آزار ايشان ، سر راه ايستاده و كمين كرده بودند.
همين كه امام عليه السّلام نزديك دزدان رسيد، يكى از آن دزدها جلو آمد و راه را بر آن حضرت بست و منع از حركت آن بزرگوار به سوى مكّه معظّمه گرديد.
امام زين العابدين عليه السّلام با متانت و خون سردى به آن دزد خطاب نمود و اظهار داشت : چه مى خواهى ؟ و به دنبال چه چيزى هستى ؟
دزد پاسخ داد: مى خواهم تو را به قتل رسانده و آن گاه وسائل واموال تو را غارت كنم .
حضرت فرمود: من حاضر هستم كه با رضايت خود اموال و آنچه را كه همراه دارم ، با تو تقسيم كنم و با رضايت خويش نصف آن ها را تحويل تو دهم .
دزد راهزن گفت : من نمى پذيرم و بايد برنامه و تصميم خود را، كه گفتم اجراء كنم .
حضرت سجّاد عليه السّلام فرمود: من حاضرم از آنچه كه به همراه دارم ، به مقدار هزينه سفر خويش بردارم و بقيّه آن را هر چه باشد در اختيار تو قرار دهم .
وليكن دزد همچنان بر حرف خود اصرار مى ورزيد و با لجاجت پيشنهاد امام زين العابدين عليه السّلام را نپذيرفت .
پس چون حضرت چنين حالت و برخوردى را از آن دزد مشاهده نمود، از او سؤ ال نمود: پروردگار و ارباب تو كجاست ؟ دزد پاسخ داد: در حال خواب به سر مى برد.
در اين موقع حضرت كلماتى را بر زبان مبارك خود جارى نمود و زمزمه اى كرد كه ناگهان دو شير درّنده پديدار گشتند؛ و به دزد حمله كردند و يكى سر دزد و ديگرى پايش را به دندان گرفت و هر يك او را به سمتى مى كشيد.
سپس امام سجّاد عليه السّلام اظهار داشت : تو گمان كردى كه پروردگارت غافل است و در حال خواب به سر مى برد؟! و بعد از آن ، امام عليه السّلام به سلامت و امنيّت به راه خود ادامه داد و به سوى مكّه معظّمه حركت نمود.(1)

1- امالى شيخ طوسى : ص 605، بحارالا نوار: ج 46، ص 41، ح 36.

منبع:

چهل داستان وچهل حدیث از امام سجاد علیه السلام ، حجت الاسلام والمسلمین عبدالله صالحی



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

الگوهای منفی از نظر قرآن کریم

معرّفى الگو و اسوه[1] در قرآن کریم، اختصاص به نمونه‌‌هاى خوب ندارد، بلکه‏ افراد بدعاقبت و منحرف را با ویژگی‌‌هایی که دارند، نیز معرّفى می‌‌کند تا عبرتى براى مردم باشند، و به دوری از آنها یا هدایتشان دستور می‌‌دهد.

به ‌طور کلّی؛ قرآن غضب‌شدگان و کسانی را که مورد قهر الهى هستند، قارون‌‌ها، فرعون‌‌ها، منافقان، طاغوت‌‌ها، متجاوزان و ظالمان بیان کرده و الگوهاى منحرف را هوا پرستان، مشرکان و کسانى که حکومت نااهلان را می‌‌پذیرند و به سراغ غیر خدا می‌‌روند و نافرمانى الهى دارند، معرّفى کرده است.[2]

در این‌جا به عنوان نمونه چند مورد معرفی می‌‌شود:

الف. غضب‌شدگان و گمراهان: «راه کسانى که آنان را مشمول نعمت خود ساختى نه کسانى که بر آنان غضب کرده‌اى و نه گمراهان»؛[3] این آیه راه مستقیم و درست را، راه کسانى معرّفى می‌‌کند که مورد نعمت الهى واقع شده‌‌اند و عبارت‌اند از: پیامبران، صدّیقین، شهدا و صالحان.[4] اما از آن سو، ما را از خطر کجروى و قرار گرفتن در خطوط انحرافى باز می‌‌دارد. و با گفتن آن در نمازها از خداوند می‌‌خواهیم ما را در مسیر غضب‏شدگان و گمراهان قرار ندهد. پس، لازم است بشریّت در مسیر تکامل معنوی خویش، کسانی که مورد غضب الهی قرار گرفته و جزو گمراهان هستند، پیشوا و مقتدای خود قرار ندهد.

ب. خیانت‌کاران: همسر لوط و نوح، به ‏رغم حضورشان در کنار پیامبران الهى، نمونه‌‌های قابل تأمّل در کفر و خیانت هستند؛[5] چنان‌که در قرآن کریم می‌‌خوانیم: «خداوند براى کسانى که کافر شده‌اند به همسر نوح و همسر لوط مثَل زده است، آن دو تحت سرپرستى دو بنده از بندگان صالح ما بودند، ولى به آن دو خیانت کردند و ارتباط با این دو (پیامبر) سودى به حالشان (در برابر عذاب الهى) نداشت...».[6]

ج. آیاتی که «لاتطع»، «لاتطیعوا» و «لاتتّبع» در آن آمده، الگوهاى منفى را معرّفی می‌‌فرماید؛[7] مانند:

1. کافران و منافقان: «وَ لا تُطِعِ الْکافِرینَ وَ الْمُنافِقین»؛[8] و از کافران و منافقان اطاعت مکن!

2. اسراف کاران: «وَ لا تُطیعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفین»؛[9] و فرمان اسراف کاران را پیروى نکنید!

3. فسادکنندگان: «وَ لا تَتَّبِعْ سَبیلَ الْمُفْسِدین»؛[10] و از روش مفسدان، پیروى منما!



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

پسورد های موفقیت در قرآن کریم چیست ؟؟؟

پسورد های موفقیت در قرآن کریم چیست ؟؟؟

 

همه کارشناس مسائل اجتماعی شده اند و پای صحبت هر کسی می نشینی میتواند ساعت ها از در و دیوار و مردم و مسئولین انتقاد کند و به همه بفهماند که من هم از مسائلی که در اطرافم می گذرد سر در می آورم و میتوانم آنها را درک کنم و شاید آنها را به چالش بکشانم .

 
اما در این میان مشکلی که وجود دارد و دامن گیر خیلی از ما شده این است که نقش خودمان را در مشکلات جامعه نادیده میگیریم بدین معنا که هر جامعه ای خواه ناخواه با مشکلات زیادی مواجه است که میتوان علت های مختلفی را برای آن به تصویر کشید اما در کنار همه این مشکلات خود ما هم در صورتی که عملکرد بدی در جامعه داشته باشیم میتوانیم علت به وجود امدن بسیاری از مشکلات شویم .
 
نکته قابل توجه در این میان این است که قبل از اینکه از هر چیزی خواه جامعه و خواه مسئولین و خواه اطرافیان خود انتقادی بکنیم کمی به کارهای خودمان بیندیشیم که آیا عملکرد من هم در جامعه تاثیر دارد یا خیر ؟و اگر من کاری که با قانون و اخلاق و دین مخالف است انجام بدهم آیا این عملکرد بد من هم می تواند سبب بروز بعضی از مشکلات شود ؟
 
جواب این سوال کاملا روشن است که افراد در جامعه به مثابه اعضای یک جامعه هستند و عملکرد فردی چه خوب و چه بد میتواند در جامعه موثر باشد و جامعه را به سوی خوبی ها و یا به دره سقوط و هلاکت راهنمایی کند .
 
پس حال که عملکرد ما اینقدر در جامعه موثر است بیایید همه کارهای خودمان را به نحو احسن و جامع و کامل و بدون هیچ نقص و عیبی انجام دهیم چرا که ما خداوندی داریم که همه کارهای خود را به نحو احسن انجام میدهد و بارها فرموده است :
 
1)بهترین سرگذشت ها را بیان می کند :
(نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِما أَوْحَیْنا إِلَیْكَ هذَا الْقُرْآن:ما نیكوترین سرگذشت را به موجب این قرآن كه به تو وحى كردیم، بر تو حكایت مى‏كنیم)( یوسف : 3)
 
2)بهترین بیان را دارد :
(وَ لا یَأْتُونَكَ بِمَثَلٍ إِلاَّ جِئْناكَ بِالْحَقِّ وَ أَحْسَنَ تَفْسیراً: و براى تو مَثَلى نیاوردند، مگر آنكه [ما] حق را با نیكوترین بیان براى تو آوردیم.)( الفرقان : 33)
 
3)بهترین آفریدگار است:
(الَّذی أَحْسَنَ كُلَّ شَیْ‏ءٍ خَلَقَهُ وَ بَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسانِ مِنْ طین: همان كسى كه هر چیزى را كه آفریده است نیكو آفریده، و آفرینش انسان را از گِل آغاز كرد.)( السجدة : 7)
4)بهترین سخن را نازل کرده است :
(اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدیثِ : خدا زیباترین سخن را نازل كرده است)( الزمر : 23)
 
حال خداوندی که تمام کارهای خود را به بهترین نحو ممکن انجام میدهد از ما خواسته است تا ما هم کارهایمان را به نحو احسن انجام دهیم و فرموده است :
 
(وَ هُوَ الَّذی خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فی‏ سِتَّةِ أَیَّامٍ وَ كانَ عَرْشُهُ عَلَى الْماءِ لِیَبْلُوَكُمْ أَیُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلا: و اوست كسى كه آسمانها و زمین را در شش هنگام آفرید و عرش او بر آب بود، تا شما را بیازماید كه كدام‏یك نیكوكارترید)( هود : 7)
پس برای اینکه موفقیت را دریابید یکی از پسوردهای مهم برای ورود در سرزمین موفقیت این است که همه کارها را به نحو احسن انجام دهید :
 
1)در تصرفات و فعالیت های اقتصادی به بهترین شکل عمل کنید:
(وَ لا تَقْرَبُوا مالَ الْیَتیمِ إِلاَّ بِالَّتی‏ هِیَ أَحْسَنُ حَتَّى یَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَ أَوْفُوا الْكَیْلَ وَ الْمیزانَ بِالْقِسْط: و به مال یتیم -جز به نحوى [هر چه نیكوتر]- نزدیك مشوید، تا به حد رشد خود برسد. و پیمانه و ترازو را به عدالت، تمام بپیمایید)( الأنعام : 152)
 
2)با مخالفان خود با بهترین روش بحث کنیم :
(ادْعُ إِلى‏ سَبیلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتی‏ هِیَ أَحْسَن: با حكمت و اندرز نیكو به راه پروردگارت دعوت كن و با آنان به [شیوه‏اى‏] كه نیكوتر است مجادله نماى.)( النحل : 125)
 
3)بهترین سخنان را قبول کنیم:
(الَّذینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ الَّذینَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ : به سخن گوش فرامى‏دهند و بهترین آن را پیروى مى‏كنند؛ اینانند كه خدایشان راه نموده و اینانند همان خردمندان.)( الزمر : 18)
 
4)در روابط اجتماعی به بهترین شکل برخودر کنیم :
(وَ لا تَسْتَوِی الْحَسَنَةُ وَ لاَ السَّیِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتی‏ هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذی بَیْنَكَ وَ بَیْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمیمٌ:و نیكى با بدى یكسان نیست. [بدى را] به آنچه خود بهتر است دفع كن؛ آنگاه كسى كه میان تو و میان او دشمنى است، گویى دوستى یكدل مى‏گردد.)( فصلت : 34)


منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

نظر ناپلئون درباره قران

نظر ناپلئون درباره ی قرآن
روزی ناپلئون، در حالی که به مسلمین می اندیشید، پرسید:
مرکز آنان(مسلمین) کجاست؟
گفتند: مصر
با مترجم به آن جا سفرکرد و به یکی از کتابخانه های قاهره رفت.
به مترجم گفت: مقداری قرآن بخوان.
او هم این آیه را، برایش خواند:

اِنَّ هذَا القُرآنَ یَهْدی لِلَّتی هِیَ أقْوَمُ وَ یُبَشِّرُ الْمُؤمِنینَبه راستی که این قرآن (خلق را به راه راست) هدایت می کند به آن چه که درست و محکم است و مؤمنان را بشارت می دهد.(1)
ناپلئون، تا صبح بیدار بود و به این آیه فکر می کرد.
چند روز به کتابخانه می رفت و در آیات پیرامون آن تفکّر می کرد و درباره ی آن می پرسید.
و بعد در جمع بزرگان مسیحی گفت:
اگر مسلمین از دستورات جامع آن استفاده کنند، هرگز روی ذلّت نخواهند دید و تا زمانی که قرآن بین آن ها حکومت کند (حکومت کند نه...) مسلمانان تسلیم ما غربی ها نخواهند شد؛ مگر این که بین آن ها و قرآن جدایی بیفکنیم.

ترجمه ي قرآن به زبان هاى اروپايى
1ـ روبرت كنت)
اوّلين ترجمه ي قرآن به زبان لاتين كه ابتدا زبان علمى اروپا بود در سال 1143 به قلم روبرت كنت انجام گرفت.

2ـ اربانيوس)كه از دانشمندان قرن هفدهم است، در سال 1613 ميلادى در لندن كتابى در اصول و قواعد زبان عربى نوشته و در همين اوقات قرآن مجيد را هم ترجمه كرده است.

3ـ انكلمان ابراهام)يكى از اروپائيان است كه در چاپ كلام الله مجيد اهتمام نموده و اين كتاب مقـدس را با مقدمه لاتـينى در سال 1694 ميلادى در هامبورك به طبع رسانيد.

4ـ بارتلمى سنت هيلر) مرد سياسى-وفيلسوف وخاورشناس معروف قرآن كريم را در سال 1865 به چاپ رسانيد و در همين سال كتاب «محمد و قرآن» را نوشته و در پاريس چاپ كرد.

5ـ كازيمرسكى)مستشرق لهستانى قرآن مجيد را به زبان فرانسه ترجمه و در سال 1840 به چاپ رسانيد.

6ـ گالاندانتون)از خاورشناسان فرانسه كه مترجم كتبى چند از فارسى و عربى است، قرآن مجيد را هم به زبان فرانسه ترجمه نموده است.

7ـ گوستاولوبون)دانشمند و فيلسوف معروف كه در كتاب خود بنام «تمدن عرب» قسمتى از آيات قرآنى را به فرانسه ترجمه كرده و در اطراف قرآن بحث و مطالعاتى نموده است.

8ـ پالمر)دانشمندوخاورشناس-انگليسى و استاد دانشگاه كمبريج كه قرآن مجيد را به انگليسى ترجمه نموده، و آن را منتشر كرده است.

9ـ ساوارى)دانشمند اروپايى نيز قرآن مجيد را ترجمه و به چاپ رسانده است.

10ـ مارديس)خاورشناس ويكى از دانشمندان آگاه به زبان قرآن بوده و اين كتاب ارزشمند يعنى قرآن كريم را ترجمه كرده.

 

1ـ سوره ی مبارکه ی اسراء، آیه ی شریفه ی 9.



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

آیه قرآنی

«الا بذکر الله تطمئن القلوب؛ با یاد خدا، قلب‏ها آرام مى‏گیرند»

در نگاه یک مسلمان، خداوند سبحان، قدرت مطلق و صاحب همه ملک و ملکوت است و تمامى نظام هستى، سربازان اویند؛ هیچ قدرتى، جز قدرت او نیست؛ هیچ کس، نمى‏تواند بدون اذن الهى، ضررى برساند و همه هستى، فرمانبردار اویند. صاحب و مؤثر در هستى، فقط خداست؛ «لا اله الا هو»، «لا مؤثر فى الوجود الا الله»، «لله جنود السموات و الارض» و «و ان من شى‏ء الا یسبح بحمده». پس، تنها اوست که قدرت و مالکیت دارد و به هر کس که بخواهد، مى‏بخشد و از هر کس که بخواهد، مى‏ستاند؛ «قل اللهم مالک الملک تؤتى الملک من تشاء و تنزع الملک ممن تشاء و تعزّ من تشاء و تذل من تشاء>>



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب
تمامی حقوق این وب سایت برای گروه آواساز محفوظ است